تبليغاتX
تارنمای روستای مرگاب

 
تبلیغات وب
همکار سایت شوید

نتایج تیم فوتسال مرگاب

فروشگاه اینترنتی شاپ یار
شارژ 500 تومانی ایرانسل رسید
بهترین مکان تبلیغات برای شما

موضوعات مرتبط: تبلیغات سایت
[ 90/11/14 ] [ 19:7 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]


با پایان یافتن لیگ دسته اول مازندران باشگاه فرهنگی ورزشی موسسه مالی و اعتباری فردوسی

 با اقتدار و برتری مطلق برابر رقبا به مقام قهرمانی دست یافت

بدین ترتیب موسسه مالی و اعتباری فردوسی در سال 91 در سوپر لیگ مازندران

حضور خواهد داشت .


با تشکر از کادر فنی و بازیکنان باشگاه فرهنگی ورزشی فردوسی

مجتبی لاکدشتی - قاسم حسین نژاد - مجتبی حبیب زاده - مهدی علی دوست -

مهدی مرائی - ناصر شیرزادی - پویا فتحی - بهمن نصیری - مهدی سعیدی -

مصطفی حبیب زاده - محمد ولی و محمد یوسفی

عادل زارع سرمربی - نوید یزدانی سرپرست




     از سمت راست نفر دوم ایستاده ، آقای ناصر شیرزادی مرگابی می باشد  


موضوعات مرتبط: ورزش مرگاب
[ 91/03/01 ] [ 16:4 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
خداراشكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم .

اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.


I am thankful for the husband who snores all night

because that means he is healthy and alive at home asleep with me


____________


خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.

اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.


I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes

because that means she is at home not on the street


____________


خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.

I am thankful for the taxes that I pay, because it means that I am employed

____________


خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند. اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.

I am thankful for the clothes that a fit a little too snag

because it means I have enough to eat


____________


خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.

I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day

because it means I have been capable of working hard


____________


خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم. 

I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning

because it means I have a home


____________


خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و

هم اتومبيلي براي سوار شدن.

I am thankful for the parking spot I find at the far end of the parking lot

because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation


____________


خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.

I am thankful for the noise I have to bear from neighbors

because it means that I can hear


____________


خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.

I am thankful for the pile of laundry and ironing

because it means I have clothes to wear


____________


خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.

I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house

because it means that I am alive


____________


خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم. اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.

I am thankful for being sick once in a while

because it reminds me that I am healthy most of the time


____________


خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند.

اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.


I am thankful for the becoming broke on shopping for new year

because it means I have beloved ones to buy gifts for them


____________


خداراشكر...خدارا شكر...خدارا شكر

Thanks God Thanks God Thanks God


موضوعات مرتبط: داسـتان هـای آمـوزنده
[ 91/02/27 ] [ 14:23 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
در بيستم جمادى الثانى سال دوم بعثت، از صلب پيامبر اكرم- صلى الله عليه و آله و سلم- و از

رحم پاك و مطهر خديجه، دخترى پا به عرصه وجود نهاد، دخترى كه همتاى على (ع)، سرمنشأ و

ريشه سلسله امامت و ولايت، و الگوى تمامى مؤمنين و موحدين است. 


در يكى از ملاقاتها كه بين پيامبر و جبرئيل صورت گرفت، امين وحى الهى عرض كرد:

اى محمد! خداوند على اعلى به تو سلام می‏رساند و امر مینمايد كه چهل روز از خديجه دورى كنى!

آن حضرت 40 روز به خانه خديجه نرفت.


روزها را روزه گرفت و شبها را به عبادت حق تعالى مشغول بود و در اين مدت، در خانه فاطمه بنت اسد

به سر می‏برد و هر شب، هنگام افطار، به على (ع) امر می‏فرمودند در خانه را باز كنند تا هر كه میخواهد

داخل شود و از غذاى حضرت تناول كند .


پس از گذشتن مدت مقرر، جبرئيل نازل شد و عرض كرد: خداوند على اعلى سلام میرساند و میفرمايد:

براى تحفه و كرامت من آماده باش! آنگاه ميكائيل طبقى از ميوه‏ هاى بهشتى را فرود آورد .

در آن شب، پيامبر (ص) به على (ع) فرمود تا در منزل را ببندند؛ زيرا خوردن اين غذا بر غير نبى خاتم (ص)

روا نبود.

آنگاه پيامبر از آن غذا و آب تناول فرمودند و در آن شب، نطفه بهترين زنان جهان منعقد شد.


چون زمان ولادت فرا رسيد و خديجه درد زاييدن را احساس كرد، از زنان قريش و بنى هاشم،

كسانى را طلبيد تا به كمك او بيايند . .

اما آنان كه مى‏ديدند ثروتمندترين زن مكه، بلكه حجاز، به ازدواج فقيرترين مرد، آن هم مردى كه

سنتها را در هم مى‏شكند درآمده است، از او دورى كردند و پيغام دادند: تو به سخنان ما توجهى

نكردى و همسر يتيم ابوطالب شدى كه هيچ ثروتى ندارد؛ ما را با تو كارى نيست! خديجه غمگين

و افسرده شد! اما طولى نكشيد كه چهار زن داخل خانه شدند،

خديجه ترسيد، ولى يكى از آن زنان او را به آرامش دعوت كرد و گفت: نترس كه ما فرستادگان خداوند

هستيم و براى كمك به تو آمده‏ايم .

من، ساره همسر ابراهيم هستم.

اين، آسيه دختر مزاحم و رفيق تو در بهشت است .

اين يكى مريم، دختر عمران و آن ديگرى كلثوم، دختر موسى بن عمران است .

آنگاه يكى سمت راست، ديگرى سمت چپ، سومى مقابل خديجه و چهارمى بالاى سر ايشان نشست

و با كمك آنان، نوزاد متولد شد. يكى از آنان نوزاد را با آب بهشتى شست و در جامه‏اى پيچيد و او را

به سخن درآورد:


نوزاد به اذن خداوند به سخن درآمد و گفت: أشهد أن لا إله إلا الله و أن أبى رسول الله سيّد الأنبياء

و أن بعلى سيّد الأوصياء و ولدى سادة الأسباط: گواهى مى‏دهم كه هيچ معبودى غير از خداوند

نيست و پدرم، رسول خدا و سرور پيامبران است و شوهرم سرور اوصيا و جانشينان پيامبران و فرزندانم

سرور فرزندان هستند.


از امام صادق- عليه السلام- روايت شده است كه فاطمه زهرا (س) نزد حق تعالى نه نام دارد:

فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه، و زهرا.

آن حضرت در خانه نبوت و رسالت رشد و نمو كرد، از شير طهارت نوشيد و دست و بازوى پدر بزرگوار

خود گرديد تا جايى كه به واسطه شدت غمخوارى او براى پدر، به ايشان لقب ام ابيها دادند،

يعنى مادر پدرش.

پيامبر اكرم- صلى الله عليه وآله- هم با گفتار و هم با عمل مراتب فضل و كمال دختر خود را به

مردم نشان می‏دادند.

هرگاه از سفرى برمی ‏گشتند، ابتدا به منزل فاطمه زهرا- عليهما السلام- وارد میشدند و

مدتى می ‏نشستند، سپس به منزل خود مراجعت می‏نمودند.

رواياتى كه در فضل آن حضرت نقل شده است، (چه در كتب اهل سنت و چه كتب اماميه) بسيار زياد است،

از جمله اينكه فرمودند: فاطمة بضعة منى؛ يؤذينى ما آذاها و يريبنى ما أرابها: فاطمه پاره تن من است؛

هر كه سبب آزار او شود، مرا آزرده و هر كه به او بدى رساند، به من بدى رسانده است .


و فرمودند: يا فاطمة! إن الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك: فاطمه جان! خداوند به خاطر خشم تو،

خشمگين می‏شود و به خاطر خشنودى تو، خشنود می‏گردد.

همچنين در فضيلت آن حضرت، آياتى نيز نازل شده است كه مرحوم سيد عبدالحسين شرف‏الدين آن آيات

را در كتاب خود، موسوم به الكلمة الغرّاء فى تفصيل الزهراء (ع) آورده است .

حضرت فاطمه زهرا (س) بنا به روايتى در اول ذى حجه سال دوم هجرى با امير مؤمنان، على (ع)

ازدواج كردند.

گرچه افراد ديگرى نيز خواستار اين ازدواج بودند، ولى پيامبر (ص) در اين باره منتظر وحى الهى بودند

و سرانجام به اذن پروردگار، دختر خود را به نكاح على (ع) درآوردند.

حاصل اين وصلت فرخنده، دو فرزند پسر يعنى امام حسن مجتبى و امام حسين- عليهما السلام-

و دو دختر به نامهاى زينب- سلام الله عليها- و ام كلثوم است.

نسل ائمه نيز از امام حسين.- عليه السلام- به وجود آمدند

زندگانى خانوادگى حضرت، با كمال توافق و مهربانى توأم بود.

كار بيرون از منزل به عهده على (ع) و كار داخل منزل به عهده حضرت زهرا (س) بود.


پس از مدتى فضه را نيز به عنوان خدمتكار به جمع خود پذيرفتند و كارهاى خانه بين آن دو نفر تقسيم شد.

بنا به سفارش پيامبر (ص)، حضرت زهرا (س) هيچ‏گاه در خانه، از شوهر خود تقاضايى نكردند و همواره در

سختيها و ناملايمات صبر و بردبارى پيشه مى‏كردند و هرگز از سختيهاى زندگى گله و شكايتى ابراز نداشتند .

به‏يقين مى‏توان گفت يكى از برجسته‏ترين صحنه‏هاى زندگى سياسى - اجتماعى آن حضرت، دفاع از حريم

امامت و ولايت بود .

پس از رحلت پيامبر (ص) عده‏اى در محلى بنام سقيفه اجتماع كردند و ادعا كردند پيامبر رحلت كرد

و براى پس از خود جانشينى باقى نگذاشت؛ لذا با ابوبكر بيعت كردند .

مهمترين مانع بر سر راه تحكيم امر بيعت، اين بود كه اين مسأله مورد موافقت اهل بيت- عليهم السلام-

نبود؛ لذا به پيشنهاد عمر بن خطاب، قنفذ را (كه مردى خشن بود) به خانه على (ع) فرستادند تا از

ايشان بيعت بگيرد؛ ولى آن حضرت خواسته آنان را اجابت نكرده، از منزل خارج نشدند.

عمر دستور داد تا قنفذ بدون اجازه داخل منزل شود؛ ولى اين بار فاطمه زهرا (س) مانع شدند.

سپس عمر خود به منزل آمد.

بين او و فاطمه زهرا (س) سخنانى رد و بدل شد.

به دستور وى، پشت در خانه هيزم جمع كردند و تهديد كرد كه اگر على (ع) خارج نشود،

خانه را آتش خواهد زد.

پس از گفت و گوهايى كه صورت گرفت، در خانه را آتش زده، به زور وارد شدند و حضرت على (ع

را به مسجد بردند.

بنا به نقل مورخين، در اين واقعه چون در خانه را به زور باز كردند، حضرت زهرا- سلام الله عليهما-

بين در و ديوار قرار گرفته، بسختى مجروح شدند و فرزندى كه در شكم داشتند سقط شد و قنفذ

نيز ضربه‏اى سخت به بازوى حضرت وارد آورد.


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 91/02/22 ] [ 21:33 ] [ محمّد شیرزاد ]
زیبا ترین کلمه برلب های بشریت کلمه«مادر» وزیبا ترین آوا،

آوای«مادرم» است.این کلمه آکنده از عشق و امید است،

کلمه شیرین و مهر انگیز که از اعماق قلب بر می خیزد

وزیبائی است.مادر همه چیز ماست

مادر آن روح جاودانی است که

لبریز از عشق و

زیبائی است




http://www.radsms.com/wp-content/uploads/2010/05/sms-rooze-madar.jpg

موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 91/02/22 ] [ 10:49 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

بهشت زیر پای مادران است

پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم می فرمایند:

«الجنة تحت اقدام الامهات ؛ بهشت زیر پای مادران است .» 


بزرگترین واجب

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام نیز می‏فرمایند: «نیکی کردن به پدر و مادر، بزرگ‏ترین واجب است»


اهمیت  و شرافت مادر در کلام امام خمینی ره

«حقوق مادران را نمی‏توان شمرد و نمی‏توان به حق ادا کرد. یک شب مادر نسبت به فرزندش

از سال‏ها عمر پدر متعهد ارزنده‏تر است. تجسم عطوفت و رحمت در دیدگان

نورانی مادر، بارقه رحمت و عطوفت ربّ العالمین است. خداوند تبارک و تعالی قلب وجان مادران

را با نور رحمت ربوبیّت خود آمیخته، به گونه‏ای که وصف آن را کسی نمی‏تواند بکند.... اینکه

در حدیث آمده که: بهشت زیر قدم‏های مادران است، یک حقیقت است و اینکه

با این تعبیر لطیف آمده است، برای بزرگی عظمت آن و هشیاری به فرزندان است که سعادت

و جنت را در زیر قدم آنان و خاک پای مبارک آنان جست‏وجو کنید و حرمت آنان را نزدیک حرمت

حق تعالی نگه دارید و رضا و خشنودی پروردگار سبحان را در رضا و خشنودی

مادران جست‏ و جو کنید». 


عظمت مقام مادر از دیدگاه آیت الله جوادی آملی

«یک سلسه مسؤولیت‏های پرورشی به عهده مادر است که مرد از آن محروم است.

زن حداقل سی ماه یک‏سری مسؤولیت‏هایی دارد که مرد ندارد. در این سی ماه که کودک

مستقیما از مادر تغذیه می‏کند، مادر مسؤول حفظ دو نفر است؛

یکی برای خود و دیگری برای کودک.آیا این عظمت زن نیست؟ این مسؤولیتی نیست که

ذات اقدس الهی به زن داده است که به زن فرمود: مسؤولیتت در حفظ اندیشه‏ها، افکار و عقاید

بیش از مرد است. تو مسؤول دو نفری. از این رو مواظب افکار و اندیشه هایت باش؛ زیرا که

بسیاری از مسائل، از راه اندیشه به فرزند می‏رسد» 


حقوق مادر بر فرزندان

امام سجاد علیه السلام در مورد حق مادر می فرمایند: حق مادرت آن است که بدانی،

او تو را حمل کرد به گونه‏ای که هیچ کس، دیگری را چنین حمل نمی‏کند و از شیره جانش

به تو بخشید که هیچ کس به دیگری نمی‏بخشد . و با تمام وجودش از تو نگهداری کرد و برایش

مهم نبود که خودش گرسنه بماند و به تو غذا بدهد، خود تشنه باشد و به تو آب بیاشامد،

خودش برهنه باشد و به تو لباس بپوشاند، خودش در مقابل آفتاب باشد و تو را زیر

سایه نگهدارد،از خواب خود به خاطر تو چشم بپوشد . او تو را از گرمای تابستان و

سرمای زمستان حفظ کرد .[مادر همه این رنجها را تحمل کرد،] تا تو برای او باشی .

تو توانایی شکرگزاری از مادرت را نداری، مگر با یاری و توفیق خداوند متعال .»

امام سجاد علیه السلام در عمل نیز چنین بود و با مادرش خوشرفتاری کرده و حقوق وی

را کاملا مراعات می‏نمود . طبرسی می‏نویسد: هنگامی که از آن حضرت پرسیدند: تو که از

نیکوکارترین مردم نسبت‏به مادرت هستی، چرا با او سر یک سفره نمی‏نشینی؟

امام فرمود: «اخاف ان یسبق یدی الی ما سبقت عینها الیه فاکون قد عققتها ; می‏ترسم

دستم به غذایی پیشی گیرد که پیش از آن چشم مادرم به سوی آن رفته [و می‏خواهد بردارد]

و به همین مقدار نافرمانیش کرده باشم .»

آنچه از روایات برمی‏آید این است که جبران زحمات مادر و بجای آوردن حقوق او کاری است‏بس

مشکل، اما باید تا حد توان در این زمینه تلاش نمود .

در اینجا به مهمترین حقوق مادر اشاره می‏کنیم:


1- نیکی و احسان

خداوند متعال می‏فرماید: «وقضی ربک ا لاتعبدوا الا ایاه وبالوالدین احسانا اما یبلغن عندک

الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف ولاتنهرهما وقل لهما قولا کریما» ;

«و پروردگارت فرمان داده: جز او را نپرستید! و به پدر و مادر نیکی کنید! هرگاه یکی از آن دو،

یا هر دوی آنها، نزد تو به سن پیری رسیدند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار! و آنها را از خود

مران و بزرگوارانه با آنها سخن بگو! »


2- قدر شناسی 

خداوند متعال می فرماید«ان اشکر لی ولوالدیک‏» ; «شکر مرا بجاآور [که خالق و منعم

اصلی تو هستم] و از پدر و مادرت قدردانی کن .»

هنگامی که از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در مورد قدردانی از مادر سؤال شد،

آن حضرت فرمود: «هیهات! هیهات! که بتوانی حق مادر را ادا کنی . هر آینه اگر به اندازه ریگهای

بیابان عالج [صحرائی در عربستان] و دانه‏های باران به مادر خدمت کنی و از وی قدردانی کرده

و بنده‏وار در پیش او بایستی، این همه خدمات تو به اندازه زحمات وی در هنگامی که در رحم

او بودی و سنگینی تو را تحمل می‏کرد نخواهد بود . »


3- نگاه مهرآمیز

ابوذر می‏گوید: از رسول گرامی اسلام شنیدم که فرمود: «النظر الی علی بن ابیطالب عبادة

والنظر الی الوالدین برافة ورحمة عبادة والنظر فی الصحیفة - یعنی صحیفة القرآن - عبادة والنظر

الی الکعبة عبادة ; نگاه به علی بن ابیطالب عبادت است .

نگاه مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است .

نگاه به صحیفه - یعنی صحیفه قرآن - عبادت است . نگاه به کعبه عبادت است .»


4- بدست آوردن رضایت پدر ومادر

اویس قرنی از معدود یاران پیامبر صلی الله علیه و آله می‏باشد که در زهد و تقوی به

درجات بلندی نائل شد هنگامی که اویس در یمن بود، شتربانی می‏کرد و مادر پیری داشت

که تحت تکفل او بود .

او با اینکه علاقه شدیدی به وجود گرامی رسول ‏الله صلی الله علیه و آله داشت،

هیچ‏گاه نتوانست پیامبر را از نزدیک زیارت کرده و به نظاره آن سیمای ملکوتی بنشیند .

در یکی از روزها که اشتیاق دیدار سرور کائنات در وجودش به شدت شعله‏ور گردید،

از مادرش اجازه خواست تا به سرزمین حجاز آمده و حضرت رسول صلی الله علیه و آله

را زیارت نماید، مادرش به او گفت: پسرم! به دیدار آن حضرت برو و هرگاه

پیامبر صلی الله علیه و آله در مدینه نبود، بیش از نصف روز در آنجا توقف نکن!

اویس با زحمت فراوان فاصله بین یمن و مدینه را پیمود و به شهر

پیامبر صلی الله علیه و آله رسید، اما با کمال ناباوری شنید که: پیامبر صلی الله علیه و آله

در شهر مدینه حضور ندارد . چون بیش از نصف روز فرصت نداشت و به والاترین هدف خود

که فیض حضور پیامبر صلی الله علیه و آله بود، نائل نشد، به مسلمانان حاضر در مدینه

اظهار داشت: سلام مرا به حضرتش برسانید و بگوئید که مردی به نام اویس از یمن

به زیارت شما آمده بود و چون از مادرش اجازه توقف بیشتری نداشت، با کمال ناراحتی

به وطن خود مراجعت نمود . بعد از مدتی، پیامبر صلی الله علیه و آله به خانه بازگشت

و فرمود: «تفوح روائح الجنة من قبل قرن، واشوقاه الیک یا اویس القرنی، الا ومن لقیه

فلیقرئه منی السلام ; نسیم بهشتی از سوی منطقه قرن می‏وزد، آه! چه قدر به دیدار

تو مشتاقم، ای اویس قرنی! [ای مسلمانان!] هر کس او را دید سلام مرا به او برساند .»


5- پس از مرگ

الف- زیارت مزار مادر : پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «من زار قبر والدیه او احدهما

کل جمعة فقرا عندهما یس غفر الله له بعدد کل حرف منها ; هر کس قبر پدر و مادرش یا یکی

از آنها را در هر جمعه زیارت کند و در کنار مزار آنان سوره یس بخواند، در مقابل هر حرفی که

از این سوره می‏خواند، خداوند آمرزشی نصیب او می‏فرماید .»


ب- قرائت قرآن : امام صادق علیه السلام به فرزندان صالح توصیه فرمود که: «قرائة القرآن فی

المصحف تخفف العذاب عن الوالدین ولو کانا کافرین ; قرائت قرآن از روی مصحف، از عذاب

پدر و مادر می‏کاهد، گرچه آنان کافر باشند .»


ج - انجام اعمال نیک به نیت مادر: یامبر بزرگوار اسلام صلی الله علیه و آله فرمود:

«سید الابرار یوم القیامة رجل بر والدیه بعد موتهما ; سرآمد و سرور ابرار در روز قیامت

کسی است که بعد از مرگ پدر و مادرش برای ایشان احسان و نیکی کند .»


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 91/02/21 ] [ 11:27 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

سه جادوگر به سه ساعت سواچ نگاه میکنند؛


کدام جادوگر به کدام ساعت نگاه میکند

.
.
.
.
.

حالا به انگلیسی ترجمه کن

.
.
.
.
.


Three witches watch three Swatch watches


Which witch watch which Swatch watch

موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/02/18 ] [ 15:28 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

پای صحبت یک معلم همیشه آشنا


محمدعلی مرگابی از دوران زندگی خود چنین می گوید:

بنده در سال 1307 ه.ش در روستای مرگاب متولد شدم. تحصیلات قرآنی را در همین روستا

و روستای همجوار فرا گرفتم. چون مرحوم پدرم کارمند راه آهن بود و محل کارش در پل سفید،

کلاس اول و دوم را در این شهر خواندم. بعد پدرم به ساری منتقل شد. در نتیجه کلاس سوم تا ششم

را در دبستان پهلوی سابق در سال 1321 به اتمام رساندم. در این موقع متاسفانه پدرم مرا از

تحصیل بازداشت و سرپرستی مادر و خواهرم را در روستا بر عهده ام گذاشت. به ناچار به روستا

بازگشته و به کار و زندگی و انجام مسئولیت واگذار شده مشغول شدم. در آن زمان در مرگاب

مدرسه وجود نداشت. با تقاضای مکرر مردم و پی گیری مداوم اینجانب بالخره در سال 1335

اداره فرهنگ آن زمان نسبت به تاسیس دبستان موافقت کرد. برای تامین معلم مرا انتخاب نمودند.

چون تنها کسی که در آن روستا گواهی نامه ششم ابتدایی را داشت بنده بودم.

بلافاصله دست بکار شدم. قسمتی از محل حسینیه قدیمی را تبدیل به کلاس نمودم

و پایه اول را دایر کردم. معلمان غیر بومی با آن شرایط سخت و محرومیت همه جانبه علاقه ای

به آمدن به روستا را نداشتند. به تدریج و به مرور زمان شرایط تغییر کرد. مدرسه جای خود را

باز کرد تا پایه ششم کلاسها دایر گردید. البته با زحمت و پشتکار زیاد، معلم های دیگری آمدند

و مدیریت مدرسه به من واگذار شد. مدرسه مرگاب مرکزیت پیدا کرد. دانش آموزان حدود 16

روستای اطراف به این مدرسه می آمدند. تا قبل از پیروزی انقلاب در همان حسینیه بچه ها

درس می خواندند. اما پس از پیروزی انقلاب و با پیگیری و اهدا زمین از طرف من که یک ملک

موروثی بود و با عنایت مسئولین آموزش و پرورش وقت ساختمان شش کلاسه آبرومندی

احداث گردید، که متاسفانه در حال حاضر به خاطر نبود دانش آموز تعطیل شده است.

از سال 1335 تا زمان بازنشستگی که 34 سال خدمت صادقانه به مردم شریف بندرج نمودم

بیش از 3000 دانش آموز فارغ التحصیل شدند. اغلب آنان به درجات عالی تحصیلی رسیده و

هر کدام زندگی خوبی پیدا کردند. به این نکته نیز باید توجه کرد که در حین کار مقدس معلمی

از عمران و آبادی محل نیز غافل نبودم و به همت اهالی محل کارهای زیادی در زمینه های فرهنگی

و عمرانی به خصوص بعد از انقلاب انجام شد. در خاتمه عرایضم نهایت تقدیر و تشکر را از مردم

خون گرم و بزرگوار مرگاب و روستاهای همجوار دارم. از خداون آرزوی توفیق آنان و مسئلت می نمایم.



www.MaRGaB.ir 


موضوعات مرتبط: شخصیـتهای علمی و فرهنگی
[ 91/02/13 ] [ 15:6 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

با نهایت تاسف و تألم ضایعه درگذشت مرحوم مغفور


حاج حسن شیرزادنیا


را به اطلاع عموم می رسانیم



این مصیبت را به خانواده محترم تسلیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال برای آن مرحوم


علوّ درجات و برای خانواده گرامی صبر و شکیبایی آرزومندیم.


مراسم تشییع جنازه آن مرحوم فردا جمعه 8 اردیبهشت 1391 ساعت 9 صبح

از مسجد صاحب الزمان (عج) کوی کارمندان ساری


موضوعات مرتبط: تبریک و تسلیت
[ 91/02/07 ] [ 18:58 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]

نام: فاطمه بنت محمد.


پیامبر اکرم (ص) فرمود: دخترم از این جهت «فاطمه» نامیده شده که خداوند او

و دوستانش را از آتش جهنم رهایى بخشیده است.


کنیه: ام‏ابیها و ام‏النّبى (ص).


القاب: صدیقه، مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیّه، محدّثه و بتول.


مشهورترین لقب آن حضرت «زهرا» است.


منصب: معصوم سوم و یکى از پنج بانوى قدسى. همچنین آن حضرت، دختر معصوم،

همسر معصوم و مادر معصوم نیز هست.


تاریخ ولادت: بیستم جمادى الآخره سال پنجم بعثت.

برخى سال تولد آن حضرت را، دوم بعثت و برخى دیگر پنج سال قبل از بعثت پیامبر (ص)،

سالى که قریش، کعبه را تجدید بنا کرد، مى‏دانند. آن حضرت، آخرین دختر پیامبر اکرم (ص)

و محبوب‏ترین آنان نزد رسول خدا (ص) بود.


محل تولد: مکه معظّمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).


نسب پدرى: رسول خدا محمد مصطفى (ص) بن عبدالله بن عبد المطلب(ع).


مادر: خدیجه بنت خویلد.


مدت همسرى با امام على(ع): از سال دوم هجرى در سن نه سالگى تا سال یازدهم، به مدت نه سال.


تاریخ و علت شهادت: سوم جمادى الآخر سال 11 هجرى، 95 روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)

به خاطر تألمات و رنج‏هایى که پس از وفات رسول خدا(ص) و غصب خلافت امیرالمؤمنین على (ع)

متحمل شده بود و پس از چهل (یا45) روز بیمارى به شهادت رسید.


محل دفن: نامعلوم است. ممکن است مزار آن حضرت، در قبرستان بقیع یا در روضه پیامبر اکرم (ص) یا

در منزل آن حضرت (ص) و یا در مکان دیگرى باشد که بنا به وصیت آن حضرت، محل دفن ایشان از

چشم دیگران پنهان مانده است.


همسرارجمند: امیرالمؤمنین، امام علی بن ابى طالب(ع).


فرزندان: 1. امام حسن مجتبى (ع). 2. امام حسین (ع). 3. زینب کبرى (س). 4. ام‏کلثوم (س).


همچنین حضرت فاطمه (س) فرزندى را حامله بود که پیامبر اکرم (ص) وى را «محسن» نامیده بود

و پس از رحلت رسول خدا (ص) بر اثر فشارهاى روحى و قرارگرفتن حضرت فاطمه (س) بین در و

دیوار خانه، توسط مهاجمان، سقط شد.


اصحاب و یاران: 1. ام ‏هانى بنت أبى طالب. 2. أمامه بنت ابى العاص. 3. أسماء بنت عمیس.

4. ام ‏سلمه. 5. ام ‏ایمن. 6. فضّه. 7. سلمى بنت عمیس (همسر حمزه سیّدالشهداء) و …


زمامداران معاصر: 1. پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) (11-1ق.). 2. ابوبکربن ابى قحافه (13-11ق.).


موضوعات مرتبط: مـذهبی
[ 91/02/06 ] [ 10:5 ] [ محمود کاظمی مرگابی ]
.: Weblog Themes By Mahmoud Kazemi :.
درباره مرگاب

بر اساس یادداشت علّامه دهخدا در فرهنگ دهخدا چنین می خوانیم:

واژه مرگاب به معنی اولین بارانی است که به کشت دیم می بارد. مرگاب دهی است از دهستان بندِرَج، بخش دودانگه شهرستان ساری واقع در 10هزار گزی شمال شرقی کهنه ده – تلارم به پل سفید در منطقه کوهستانی با 900 تن سکنه، آب آن از چشمه و محصولاتش برنج و غلات، شغل مردم آن زراعت و دام داری است. این آبادی از دو محله بالا و پایین تشکیل شده است که با هم حدود یک هزار متر فاصله دارند.

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-

دوستان عزیزی که تمایل به نویسندگی در این سایت را دارند با شماره ذیل تماس حاصل نمایند

3696 164 0939 محمود کاظمی

دوستان عزیزی که تمایل به ارسال عکس و مطلب دارند با شماره بالا تماس حاصل نمایند

-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-
آمار وب
نظرسنجی وب
موسیقی وب